بخش پنجم:عصر عيسي(ع)
بخش پنجم:عصر عيسي(ع)

بخش پنجم:عصر عيسي(ع)

(تولد سال 4 قبل از ميلاد-عروج  31     بعد از ميلاد)

عيسي مسيح(ع) فرزند مريم و نوه عمران يكي از پيامبران اولوالعزم بوده و صاحب شريعت مسيحيت است كتاب ايشان انجيل است كه حاوي دستورات بسياري در خصوص  مسائل اخلاقي و اجتماعي است حواريون ايشان كه 12 نفر بودند نسبت به جمع آوري گفتار ايشان اقدام نمودند و هم اكنون در عهد جديد چهار انجيل بنامهاي متي     -مرقس- لوقا    -يوحنا موجود است حضرت مسيح كه در عبري يسوعا و عمانوئيل ناميده مي شود مدت 33 سال عمر كردند و بفرمان الهي هنگامي كه قصد كشتن ايشان را داشتند خداوند او را به آسمان برد و هم اكنون ايشان زنده اند و در هنگام ظهور حضرت مهدي همراه ايشان خواهند بود پادشاه زمان حضرت عيسي هروديس بود.

حواريون ايشان عبارتند بودند از:پطرس-آندرياس-يعقوب-يوحنا-فيلپس     -برتولي-توما-متي-يعقوب-لبئي-شمعون و يهودا    اسخريوطي.

خانواده مريم نذر كرده بودند چنانچه خداوند به آنها فرزندي ذكور عنايت فرمايد او را خادم كنيسا كنند ليكن پس از تولد معلوم شد كه دختر است و ناراحت شدند ليكن خداوند نذر آنها را پذيرفت و مريم تحويل كنيسا گرديد و زكريا متكفل وي شد روزي مريم در محراب مشغول عبادت بود فرشته اي بر او ظاهر ميگردد و و بشارت فرزندي باو ميدهد او ميگويد كه مرا كسي ملاقات نكرده و من خطائي مرتكب نشده ام فرشته گفت امر خدا حتمي است مريم باردار شد و خود را از همگان مخفي داشت سرانجام درد زايمان فرا رسيد و بدور دست پناه برد و بزير درختي پناه گرفت و ميگفت اي كاش مرده بودم عيسي بدنيا آمد و بمادر خويش گفت غمگين مباش زير پايت نهري روان است شاخه درخت خرما را تكان ده و از ميوه آن تناول كن و با كسي سخن مگو مريم آسوده شد و قدري از خرما و آب برگرفت و رمقي يافت كودك را در آغوش گرفت و نزد خويشان خود رفت آنها از ديدن وضع او در تعجب شدند و گفتند اي خواهر هارون پدرت مرد بدي نبود و نيز مادرت تو اين فرزند را بدون شوهر از كجا اوردي او سكوت كرد و به كودك اشاره نمود كودك به امر پروردگار به سخن درامد من بنده پروردگارم او به من كتاب آسماني داده است و مرا پيامبر نموده است شما را بنماز و زكات و نيكي به پدر و مادر سفارش مي كنم موضوع به سرعت در تمام ناصره شيوع پيدا كرد روحانيون دنيا پرست يهودي در مقابل او جبهه گرفتند و او هميشه از ستمديدگان حمايت ميكرد سرانجام در سي سالگي پيامبري خود را آشكار نمود و انجيل به او عطا شد او مردمان را به توحيد و عدالت و خدمت بيكديگر فراميخواند گروهي به او پيوستند كه بعدها حواريون خوانده شدند تبليغ عيسي(ع) تمام منطقه را فرا گرفت و محافل يهودي بشدت بوحشت افتادند سرانجام تصميم گرفتند عيسي را دستگير و بكشند عيسي در بيت المقدس مشغول تبليغ بود يكي از حواريون بنام يهودا اسخر يوطي به او خيانت كرد و جاي او را به سپاهيان دشمن نشان داد و قرار شد تا وي در جمع حواريون حضور يافته و در زمان مناسب عيسي را نشان دهد يهوديان با سپاهي به سوي محل حضرت عيسي روانه شدند و شبانه به آن محل حمله ور شدند بلطف حقتعالي يهودا كه شباهت بسيار زيادي به عيسي داشت اشتباها دستگير شد و بلافاصله به صليب كشيده شد و عيسي مسيح نزد خداوند رفت عيسي (ع) در انجيل آمدن پيامبر اسلام را پيشگويي نمود و اين امر در آيات 6 صف اشاره شده است در مسيحيت اعتقاد به تثليث است يعني اب ابن و روح القدس ليكن خداوند اعتقاد به تثليث را مردود دانسته و مسيح را بنده خدا مي داند معجزات آنحضرت عبارتند از:ساختن مرغ از خاك –شفاي كور مادرزاد و پيس-زنده كردن مردگان.مسئله عدم تثليث عيسي در آيات 157 تا 159 نساء آمده است.آيات رامرورميكنيم

 35تا37و39تا62ال عمران-72تا78و46و110تا120مائده-87و253بقره-57تا65زخرف-91انبي-50مومنون-27حديد-171تا173نسا-30و31توبه-6و14صف-157تا159نسا-17و18مائده27تا13يس-

پس از بالا رفتن مسيح تا ظهور حضرت محمد(ص) تنها سه پيامبر ظهور كردند كه مروج دين ايشان بوده اند كه عبارتند از:


نوشته شده در تاریخ   یکشنبه 27 آذر 1390 ساعت 11:50 ق.ظ   توسط محمد علي به ابادي

آدرس اینترنتی:   http://mbehabadi.tarlog.com/post/10

تذکر: هرگونه استفاده از این مطلب نیازمند بررسی و اطلاع از حقوق معنوی این نوشته می باشد!