ازآدم تا خاتم

سرگذشت پیامبران
پیوندهای روزانه صفحه نخست
مدیر وبلاگ
محمد علي  به ابادي
درباره وبلاگ

من : محمد علي به ابادي بازنشسته بانک مرکزی ومولف کتابهای 1-بیست سال قانونگذاری درایران 2-اشنائی جامع باقران کریم 3-کتاب پرسش وپاسخ در باره هزار نکته قرانی 4-کتاب بلاگرهاوشبکه های اجتماعی(آشنائی باسرویس های وبلاگدهی وجوامع مجازی) وبیش از 50کتاب منتشره دراینترنت کاربرملی وبین المللی ایران ومدیر بزرگترین شبکه وبلاگنویسی جهان

نویسندگان
محمد علي به ابادي (15)
پیوند ها
آمار
بازدید کل: 149003
بازدید امروز: 54
بازدید دیروز: 38
بازدید یک ماه اخیر: 1023
بازدید ماه قبل: 729
آخرین بروزرسانی: 1396/7/1
تعداد پست ها: 15
تعداد پیوندهای روزانه: 0
تعداد نظرات: 0
برچسب ها
behabadi behabady
پربازدیدترین مطالب
:: شجره نامه پيامبران الهي (48554)
:: پيامبران مروج دين موسي ع (7513)
:: ششم-عصرمحمدص (سرگذشت پيامبراسلام) (5669)
:: پيامبران مروج دين ابراهيم (4986)
:: پيامبران مروج دين عيسي ع (4981)
:: به بزرگترین شبکه وبلاگنویسی جهان خوش آمدید (4748)
:: سوم-عصرابراهيم ع (4567)
:: يكم-عصرادم ع (4498)
:: بخش پنجم:عصر عيسي(ع) (4349)
:: نتيجه كلي (4310)
بایگانی
مهر 1396 (1)
آذر 1390 (14)
پيامبران مروج دين ابراهيم

یکشنبه 27 آذر 1390 ساعت 11:45 ق.ظ
پيامبران مروج دين ابراهيم

1-لوط (ع)

لوط فرزند هاروت برادر زاده حضرت ابراهيم بود و در شهر سدوم و مؤتفكات مي زيست.لوط مردم را به خداپرستي   دعوت مي نمود ليكن انان كمتر گوش ميدادند و اعمال زشت را رويه ي خود قرارداده بودند.عمل شنيع لواط در ميان انان گسترش پيدا كرد لوط انان را از اين كار بر حذر مي داشت بك بار كه رسولان خدا پس از ديدار با حضرت ابراهيم به سوي شهر سدوم مي امدند در راه مورد طمع مردان هوسباز قرار گرفتند و انان به خانه لوط پناه بردند.لوط به انان وعده تزويج دختران خود را داد ليكن كسي گوشش بدهكار نبود و مي خواستند با ميهمانان لوط اين عمل زشت را انجام دهند سرانجام زمان غذاب فرا رسيد و لوط شبانه با دختران و پيروان خود به همراه رسولان الهي از شهر خارج شدند و همسرش كه طرفدار ادمهاي فاسد وبدبود ماند ناگهان زلزله اي در گرفت و شهر را زير و رو كرد و همه چيز را نابود ساخت و آن شهر ويران براي عبرت ايندگان باقي ماند . آيات رامرورميكنيم

 80تا84اعراف-133تا138صافات-160تا175شعرا-34تا39قمر-54تا59نمل-9تا11حاقه-26تا35عنكبوت-71تا75انبيا-77تا83هود-32تا37ذاريات-57تا77حجر-53نجم-10تحريم-40فرقان-96اعراف

2-شعيب (ع)

شعيب پيامبر يكي ا زمروجان دين حنيف بود.اودر  شهر مدين و بر قوم ايكه نبوت نمود .مدت 142 سال زيست او نوه حضرت لوط بود و قرآن كريم طي 46 ايه از زندگي ايشان وقومش ياد كرده است او قوم خود را به خدا پرستي دعوت نمود برخي پيرو ايشان شدند و اكثريت از او دوري مي نمودند شعيب انان را از مجازات الهي پرهيز مي داد سر انجام زمان عذاب فرا رسيد و ابري در اسمان ظاهر شد مردم به زير آن ابرپناه بردند اما از اسمان سنگ باريد و همه آن مردم و ديارش را نابود ساخت.

 آيات رامرورميكنيم 

  85تا93اعراف-37و36عنكبوت-84تا95هود-22تا49   -176تا191شعرا-36تا40عنكبوت-15ق-13ص-78و79حجر

3-زرتشت (ع)

زرتشت پيامبر ايراني يكي ا زمروجان دين خنيف است كتاب او اوستا از پنج بخش تشكيل شده است و حاوي سرود ها و دعاها  مقررات مدني و جزايي است زرتشت پيامبر موحد 1500سال قبل از ميلاد مسيح مي زيست او فرزند پوروشسب و اوغدويه بود و در30 سالگي مبعوث گرديد و د ر77 سالگي به شهادت رسيد زادگاه وي اروميه و در زمان گشتاسب پيشدادي زماني ميان كوروش و داريوش هخامنشي مي زيست سه دستور مهم او انديشه نيك گفتارنيك و كردار نيك مي باشد در قرآن كريم تنها به پيروان ايشان به نام  مجوس اشاره شده است(نام مصلح جهاني دردين زرتشت سوشيانت)است

اوستا مشتمل بر (گاهان-يسنه ها   -يشتها-خرده اوستا-ونديداد  )است.كعبه زردشت درنقش رستم درنزديكي شيرازقراردارد.آيات رامرورميكنيم

  17حج-(ايات مربوط به ذو القرنين يا كورش كبير)83و98و95و97كهف

4-خضر

يا ارمياي نبي يكي از پيامبران مروج دين حنيف فرزند ملكا و نوه حضرت هود است كه داراي عمري طولاني است و در عصر حضرت ابراهيم با ايشان ديدار نمود و پيش از نبوت حضرت موسي نيز ديداري با ايشان نيز داشته اند .

قرا ن كريم طي آيات 60 تا 82 كهف ديدار حضرت موسي را با ايشان بيان مي كند.

موسي بهمراه يوشع     خادم خود در كنار درياي احمر قدم ميزد و منتظر ديدار مردي حكيم بود سرانجام او را يافت و از او تقاضاي دانش و آگاهي كرد او خضر نبي بود و فرمود تو توان همراهي مرا نداري موسي كفت انشا ا... خواهم توانست  ترا همراهي كنم آندو حركت كردند و سوار بر كشتي شدند خضر كشتي را سوراخ كرد موسي به او اعتراض نمود و خضرگفت ديدي نميتواني مراتحمل كني موسي پوزش خواست دوباره حركت كردندتابجواني برخوردكردندخضران جوان راكشت موسي بدواعتراض نمودوخضر مسئله را بار ديگر گوشزد نمود و موسي عذر خواست دوباره راهي شدند تا به قريه اي رسيدند در انجا از انان پذيرايي شد و به هنگام خروج خضر ديوارمخروبه اي را تجديد بنا كرد و اين امر موجب اعتراض موسي شد خضر فر مود ديگر ميان من تو جدايي است اما حكمت اين امورچه بود اولا آن كشتي مورد طمع پادشاه آن زمان بود كه من با سوراخ كردنش جلوگيري از ضبط آن كردم و آن جوان كه كشته شد پدر و مادر موحدي داشت كه نگران از مرگ آن دو بودم لذا آن جوان ناباب را كشتم و بالاخره در زير آن ديوار مخروبه گنجي پنهان بود متعلق به يتيمي صغير ديوار را تجديد بنا كردم تا يتيم بزرگ شود و براي يافتن گنج پدر بيايد اينها تاويل اقدامات من بود .آيات رامرورميكنيم

 60تا82كهف-259بقره

5- ايوب(ع):

حضرت ايوب يكي از مروجان دين خنيف بود او نبيره حضرت اسحاق بود و مدت 140 سال زيست ايوب در طول مدت نبوت خود تلاش هاي زيادي را براي هدايت مردم انجام داد او انقدرمحبوب حق بود كه شيطان تصميم گرفت او را مورد ازمايش قرار دهد خداوند ايوب را دچار مشكلات فراوان نمود اموال او به يغما رفت فرزندانش مردند او دچار بيماري شد بسيار ناتوان و فرتوت و همسرش در كنارش تيمار دار بود.شيطان در اين اوضاع و احوال بسيار سعي نمود او را بفريبد ليكن ايوب هر بار او را مايوس مي نمود سر انجام ايوب از امتحانات الهي موفق و پيروز بر امد و هر انچه را كه از دست داده بود دوچندان بازيافت قرآن كريم طي 8ايه از مشكلات ايوب و دعاي ايشان و استجابت دعا سخن گفته است از ايوب صحيفه اي به يادگار مانده است

.آيات رامرورميكنيم

 41تا44ص-82و84انبيا-163نسا-84انعام

6-اسحاق(ع):

اسحاق بنا بر بشارت رسولا ن الهي كه نزد حضرت ابراهيم امده بودند در دوران پيري از او و سارا متولد شد و مدت 180سال زيست او پس از رحلت ابراهيم امر نبوت را به عهده داشت از او فرزندان بسياري متولد شدند 24 ايه از قرآن ناظر بر زندگي اين پيامبر الهي است.از جمله فرزندان ايشان عيسو      جد حضرت ايوب است

.آيات رامرورميكنيم

132تا140بقره-84ال عمران-84انعام-71هود-39ابراهيم-49مريم-72انبيا-112و113صافات-45تا47ص

7-يعقوب(ع):

يعقوب فرزند اسحاق است و مادرش راحيل نام داشت او پس ازاسحاق ماموريت امر نبوت را داشت.يعقوب 147سال زيست لقب ايشان اسرائيل است و از وي 12 فرزند پسرمتولد شد ند كه اسباط يا اقوام دوازدهگانه بني اسراييل را پايه گذاشتند در 41 ايه از آيات قرآن از اين پيامبر سخن رفته است مخصوصا در سوره يوسف به همراه فرزندشان. يعقوب در خصوص ازدواج با دختر داييش به سر زمين عراق سفر كرد و مدتي نزد داييش لابان به چوپاني مشغول بود و پس از انجام تعهدات خود و ازدواج با راحيل به كنعان باز گشت از راحيل دو فرزند به نام يوسف و بنيامين و از كنيز راحيل به نام لياده فرزند به نام هاي دان-زبولون- جاد –يهودا-اشير-نفتالي-شمعون-لاوي-روبين –يساكار دارا شد.اودر ماجراي زندگي حضرت يوسف رنج هاي بسيار كشيد و سرانجام به وصال ديدار فرزند نائل شد

 آيات رامرورميكنيم

 132تا140بقره-73انبيا-84ال عمران-84انعام-71هود-49مريم-27عنكبوت-45تا47ص-وآيات موجوددرسوره يوسف

8-يوسف (ع)

يوسف فرزند يعقوب و راحيل پس از رحلت پدر امر نبوت و ترويج دين حنيف را بعهده گرفت او 110 سال زيست و از كنعان به مصر رفت و تا پايان عمر در آنجا زندگي كرد .داستان حضرت يوسف به طور كامل در سوره يوسف آمده است. بطوريكه سرگذشت ايشان احسن القصص ناميده شده است داستان يوسف طي يكصد آيه متواليا" در سوره يوسف آمده است داستان ايشان از آنجا آغاز شد كه يوسف شبي در خواب مي بيند كه خورشيد و ماه و يازده ستاره بر او سجده مي كنند رويا را بر پدر مي گويد او وي را از بيان خواب باز مي دارد.روزي برادران يوسف را به اصرار از پدر گرفته و بدشت مي روند و با توطئه اي از پيش ساخته او را در چاهي قرار داده و به شهر باز ميگردندو به  دروغ به پدر خود مي گويند يوسف را گرگ دريده است.

يوسف در چاه مي ماند تا كارواني بدانجا آمده و او را از چاه در مياورند و همراه با كارواني به مصر ميرود و توسط زن عزيز مصر خريداري مي شود او در دربار عزيز مورد مححبت همسرش زليخا قرار ميگرد .و از وي طلب وصال مي كند ليكن يوسف نمي پذيرد و در زمانيكه از دست وي مي گريزد عزيز آنها را مي يابد و سرانجام يوسف بزندان مي افتد در زندان خواب دو نفر از نزديكان عزيز را تعبير مي كند و يكي از آندو كه از زندان رها شده و بدربار برگشت نموده بود در ماجراي خواب هولناكي كه عزيز مصر ديده بود يوسف را از زندان بيرون مياورند و حقيقت ماجراي زليخا بر عزيز مصر آشكار مي شود.

آنگاه يوسف براي رفع مشكل آينده مصر مسئوليت بزرگي بر عهده ميگيرد بعلت قحطي كه در مناطق آنزمان رويداد برادران يوسف بدستورپدربسوي مصرحركت ميكنندتااذوقه فراهم كننديوسف باانجام حيله اي برادران را متعهد ميسازد تا در سفر آتي برادر كوچك خود يعني بنيامين را همراه بياورندوهمين ميشودودرسفربعدي باحيله اي ديگربن يامين نزديوسف ميماندويوسف ازبرادران ميخواهدكه درسفربعدي پدرشان راهمراه بياورند و لحظه تاريخي ديدار يوسف با پدر فرا ميرسد پيراهن يوسف را براي پدر مياورند و با ماليدن آن بر روي صورت چشمان يعقوب بينا مي شود يعقوب بهمراه خانواده بسوي مصر حركت ميكند و با ديدار فرزند عزيز خود روياي يوسف تعبير ميشود آنان سالها در مصر اقامت گزيدند و در همان جا رحلت فرمودند ليكن بني اسرائيل بهنگام خروج از مصر اجساد آنان را به فلسطين باز گرداندند تا در آنجا دفن شوند

 آيات رامرورميكنيم

  84انعام-34مومن-سوره يوسف ازايه 3تا101

9 –اسماعيل:

اسماعيل ذبيح ا... فرزند ابراهيم از هاجر ميباشد او 137 سال زيست و پس از تولد بفرمان الهي بهمراه مادرش از فلسطين به حجاز آورده شد.قرآن كريم در 50 آيه سرگذشت اسماعيل را بهمراه پدرش ابراهيم خليل بيان داشته است او مروج دين حنيف بود و جد اعلاي پيامبر اسلام .و نيز صاحب 12 فرزند شد كه يكي از آنان به نام قيدار      نبي جد اعلاي پيامبر اسلام است و قبر وي در خدابنده   قرار دارد.

سرگذشت ايشان باختصار به شرح زير است:

ابراهيم از هاجر فرزند دار شد و نام او را اسماعيل نهاد و او را پس از تولد بهمراه مادرش به سرزمين حجاز برد و خود بازگشت.هاجر در بيابان به دنبال آب بود بارها اطراف را درنورديد تا در يكي از بازگشتها بسوي فرزندش متوجه گرديد كه از زير پاي اسماعيل چشمه اي جوشيدن گرفته است.آن چشمه همان آب زمزم است كه تا كنون جاريست.با آمدن آب آباداني بوجود آمد و كاروانهاي بسياري بدانجا روانه شدند و سغير مجاز مي باشدت گزيدند اسماعيل موحد بود و مروج دين حنيف سالها در آن مكان مردم را به ستايش خداي يگانه دعوت مي فرمود در سفري كه ابراهيم به جزيره العرب نمود شبي در خواب از سوي خداوند امر به ذبح اسماعيل شد موضوع را با فرزند در ميان نهاد او گفت پدر در اجراي امر خدا شتاب كن پدر فرزند را به دامنه كوهي برد و كارد بر گلويش گذارد اما كارد نبريد و فرمان حق آمد كه ابراهيم تو در امتحان پيروز شدي اين گوسفند را به جاي اسماعيل قرباني كن آنگاه با كمك اسماعيل پايه هاي خانه كعبه را بالا بردند و آنجا را محل عبادت مردم قرار دادند ابراهيم از خداوند براي ذريه خود طلب مغفرت نمود و خواست تا آنديار را محل آمدو رفت  مردمان قرار دهد كه مورد اجابت قرار گرفت و همه ساله مردم زيادي براي ديدار كعبه بدانجا ميامدند تا سرانجام در زمان حضرت محمد كعبه توسط مسلمانان فتح و قبله مسلمين قرار گرفت اسماعيل پس از 137 سال زندگي را بدرود گفت و قبر او در همان مكان مي باشد.

آيات رامرورميكنيم

 125تا129و136و140بقره-54و55مريم-84ال عمران-86انبيا-35تا39ابراهيم-163نسا-101تا107صافات-48ص 

10-قيدار- قيدارفرزنداسماعيل ومروج دين ابراهيم ومدفن وي درخدابنده زنجان است



نوشته شده توسط محمد علي به ابادي (4986 بازدید) (0 نظر)





خوراک مطالب   خوراک پیوندهای روزانه   خوراک نظرات POWERED BY TARLOG.COM